موقعیت ایراد گرفتن به اشتباه 1 حاج آقا در بالای منبر فراهم نبود 1ش هم که آمد و در جمع نشست. اما برای من هم پذیرفته نبود که تذکر ندهم، اما چطور؟
آخرش هنگام بیرون آمدن از مسجد 1ی نوشتم و دادم دستشان به این مضمون:« با سلام حاج آقا! وقتی که علی علیه السّلام در کوفه بود و منبر می رفت سالهای ۳۵ تا ۴۰ هجری بود، بنابراین آنوقت امام حسین علیه السلام یک کودک نبود بلکه مردی ۳۱ تا ۳۵ ساله بود...»
نقل این که حاج آقا در نطق بعد از نماز مغرب و عشا خواست مطالبی که در تفسیر سطحی خود گفته بود به روضهاش پیوند بدهد که محور بحث ایشان آیهٔ «هل جزاءُ الاحسانِ الّا الاحسانُ: آیا جزایی نیکی به جز نیکی است.»
ایشان گفت:«مردم کوفه از علی علیه السّلام خواستند برای رفع خشکسالی دعا کنند که حضرت هم دعا کردن را به امام حسین محول می کند حسین (ع) هم که کودک بود دست های کوچکش را بالا برد و دعا کرد برای طلب باران و چنان باران زیادی آمد که باز مردم خواستند که دعا کند که دیگر نبارد بعدش گفت اما در کربلا همین مردم آب را بر روی حسین بستند و به یاد نیاوردند که امام سالها پیش برای آنها دعای طلب باران کرده بود...» به جهت اهمیت حقیقی که راست بودن داستان روضهها دارد نخواستم تذکر نداده از مسجد بیرون بیایم.
با اینکه قرنهاست که روضه خوان ها برای گریاندن مردم توجهی به صدق و کذب داستان و روایات روضهها ندارند اما برخی علما هم بودهاند که همواره از موضوع روضههای با داستان کذب بسیار ناراحت بودهاند و با قاطعیت هشدار دادهاند که همواره از روایتهای راست و درست استفاده شود و از دروغپردازی پرهیز شود. از قدیمیهای عصر قجر مرحوم کلباسی و مرحوم محدث نوری مثال زدنی هستند محدث نوری گفتهاند منبر روضه دو شرط در پله اول و دوم دارد یکی پله صدق و یکی هم پله اخلاص یعنی از دروغ و ریاکاری پرهیز کنید بعد داستان حماسهٔ حسین (ع) را بیان نمایید.
و در دورهٔ معاصر هم بودند علما و روشنفکرانی که سخنان نغز و رهنما در این باره داشته اند اما بسیار کم مورد آقایان اهل منبر قرار گرفتهاند و هپوز هم مطالب غیرواقع را در حالی میشنویم که انتظار نمیرود.
برچسب:
نویسنده: باربد امیری