خرید بک لینک

    زمانی که خاک کشوری توسط یک دولت دیگر بهر علتی اشغال میشود و سرزمین آنها میدان جنگ می شود بخشی از مردم کشور اشغال شده، بیکاشانه شده یا از بیمه جان و ویرانی خانه، به کشورها و سرزمینهای دیگر 1 میآورند. گرچه در پی این مهاجرت، تلفات جانی کاهش می یابد و جانهای بیشتری نجات مییابد اما، آوارگی و سرگشتگی در کشورهای دیگر خود زیانها و خطرات و مشکلات دیگری دارد که کمتر از آثار و عوارض جنگ نیست چه بسا این آوارگیها و مهاجرتها باعث متلاشی شدن ملت آن مردم آواره شود و برای همیشه هویتش مخدوش و نابود گردد. هرچند تنها جابجایی موقت برای یافتن آمادگی بیشتر برای دفاع از خاک و وطن خویش میتواند کاری درست و تصمیمی اجباری باشد، اما فرار از وطن برای همیشه نه!
   نمونهای از ملتهای آواره برای بررسی آثار فاجعهبار آوارگی و جلای وطن، که تجربهای پیش رو است، ملت فلسطین اند که در روزها و سال های اشغال کشورشان رو به کشورهای همسایه نهادند و مردم و دولت های اردن و سوریه و لبنان و مصر به عنوان حمایت از این 1، آنها را در خاک خود پناه 1د و البته این پناه دادن به آوارگان برای کشور اشغالگر اقدامی بسیار سودمند بود زیرا هزینه های جنگ بسیار کاهش مییافت، اشغالگران متجاوز مجبور به ریختن خونهای بیشتری نبوندد، بنابرآن از موج محکومیت و انتقادهای جهانی علیه آن اشغالگران هم کاسته می شد و بهمین دلیل چه بسا کمک کردن برای پناه دادن به این آوارگان در خاک کشورهای همسایه، بخشی از برنامه و دسیسه اشغالگری و تجاوز به کشور موردنظر هم بوده باشد.
   اما به عکس این قضیه نگاه کنید یعنی اگر مردم مورد تجاوز، با خودداری از مهاجرت،  در برابر دشمن اشغالگر، ایستادگی و از خاک خود دفاع میکردند، نتیجهٔ دیگری ببارمیآمد: ایجاد مانع در برابر مطامع اشغالگران در پی پایمردی برای دفاع از خاک و جان و مال و ناموس و 1دن با دشمن تجاوز، همان چیزی که در اسلام جهاد نامیده میشود و در کلام پیشوایان به عنوان عزت اسلام نام برده میشود و سربلندی مردمی را که مورد تجاوز قرار گرفتهاند، درپی دارد.

  اگرچه مقاومت نیز هزینه ها و نقصانهای جانی و مالی در پی دارد اما این کار برای دشمن نیز اصطکاک و مانع و هزینهٔ سیاسی-نظامی ایجاد می کند. و هم اشغالگران را در برابر افکار عمومی مردم آزادیخواه و صلحجوی جهان قرار میدهد و هم سیل کمک ها و  پشتیبانیهای انسانی را به سوی آن مردم در حال جهاد و مقاومت می کشاند و از همه مهمتر هویت ملی آنها را نیز حفظ و درخشانتر میکند. اینجاست که به ارزش سخن و سفارش کسانی همچون امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان خطاب به فلسطینیهایی که آن روزها از خاک خود فرار میکردند پی میبریم، ایشان میفرمود از خانه و خاک خود مهاجرت و در واقع فرار نکنید تا دشمن علیه باقیِ ماندگان جسورتر نگردد.

  امروزه میلیونها فلسطینی در خاک اردن چندین دهه است که به عنوان آواره زندگی می کنند و شاید رفاه و راحتی هم داشته باشند اما، اگر اینان در کشور خود باقی میماندند و همراه مردم و ملّت خود به مقاومت میپرداختند آیا ملت فلسطین به چنین سرنوشتی دچار می شد؟ خیر.

   از سوی دیگر همین آوارگان در خاک کشورهای دیگر مشکلات و مسائلی برای کشور ملت میزبان به وجود میآوردند و حتی دستهها و سازمانهای مبارزهگر آنها نه تنها پیروزی و نتیجه ای نمییافتند بلکه خیلی اوقات افراد آنها به عنوان مزدور جنگی در بحرانهای کشورهای همسایه دخالت کرده و باعث مشکلات دیگری نیز می شدند که برای اشغالگران نیز منافعی داشت زیرا جبههٔ مقاومت دچار اختلاف درونی میشد.(البته این یک طرح آمریکایی نیز بود که برژینسکی پیشنهاد داده بود برای امنیت دولت اشغالگر، همیشه در کشورهای همسایهاش جنگ داخلی درست کنند، مانند جنگ داخلی لبنان و بد سایر جاهای خاورمیانه.)

   همین مسئله، یعنی فروپاشاندن یک ملت، در مورد مردم افغانستان نیز تا حدودی شایان بررسی است.
   بویژه امروزه در مورد مردم اوکراین که در مدت کوتاهی شرایط پناه دادن به آنها در کشورهای همسایه فراهم شده و میشود در حالی که جای سوال است که با اینکه حمله به اوکراین از پیش معلوم بود و ارتش روسیه در مرز اوکراین موضع گرفته بود چرا ارتش اوکراین نیز در مرز خود مستقر نشد و در واقع با خودداری از مقاومت جنگ را به داخل شهرهای اوکراین کشاند؟ و در روزهای آغاز جنگ گویی اوکراین ارتش و نیروی هوایی و ضد هوایی نداشت! و اینک که میلیونها نفر از اوکراینی آواره شده اند مقامات اوکراینی پیدرپی از وارد کردن تلفات بر ارتش روسیه خبر میدهد!
  آیا همان طور که جو بایدن رئیس جمهور آمریکا در مورد ملت افغانستان میگوید که او اعتقاد ندارد که افغانستان بار دیگر هویت یک ملت بگیرد و در واقع، نابودی چیزی به نام ملت افغان را یک واقعیت قلمداد می کند، آیا در مورد اوکراین نیز چنین است؟ آیا افزودن بر آوارگان جنگی در جهان و از بین بردن برخی ملت های ضعیف و کوچک یک برنامه است؟ آیا اگر چند ملت دیگر مثل فلسطین به اضمحلال کشیده کشانده شوند دیگر کسی به حفظ و بازسازی هویت ملتی بنام فلسطین میاندیشد و باور دارد یا میگوید اینها هم مثل  دیگر ملتهایی که آواره شدند، 

یا اینکه آیا در زمانی که قانون بردهداری سست شده است، غرب نمیخواهد نیروی کار جایگزین بردههای قدیم را فراهم کند؟
 آیا افزودن بر آوارگان جنگی در جهان و از بین بردن برخی ملت های ضعیف و کوچک یک برنامه است؟ آیا اگر چند ملت دیگر مثل مردم فلسطین به اضمحلال کشانده شوند دیگر کسی به حفظ و بازسازی هویت ملتی بنام فلسطین میاندیشد و باور دارد؟ یا میگوید اینها هم مثل دیگر ملتهایی که آواره شدند، ملیونها سوری،میلیونها افغانستانی و لیبیایی و اوکراینی و...

یا به این روند نگاه کنیم که آوارهسازی مردم بخشی از کشورها، و پناهدادن آنها در کشورهای پیشرفته همان قدر که کشور تجاوزدیده را ویرانتر میکند، کشور مهاجر پذیر را از نظر تأمین نیروی کار آبادتر و غنیتر میسازد  آیا در زمانی که قانون بردهداری سست شده است، غرب نمیخواهد نیروی کار جایگزین بردههای قدیم را فراهم کند؟

   در این سالها نیز میلیونها آوارهٔ سوری در ترکیه جایی گرفته اند به طوری که شاید ترکیه دیگر ظرفیت پذیرش مهاجر ندارد و گویا ترکیه با کشیدن دیوار بتنی در مرز ایران مانع ورود آوارگان افغانی میشود همینطور میلیونها افغانی نیز در ایران و پاکستان در آوارگی و مهاجرت زندگی میکنند در حالی که اگر کارهای طاقت فرسایی که در آوارگی و غربت در این کشورها انجام میدهند در خاک وطن خود انجام می دادند میتوانستند وطن خود را آباد سازند. اما گویا اراده قدرت های سیاسی بزرگ چیزی غیر از این را می خواهد.
 به هر حال هر چند پناه دادن به مهاجران و آوارگانی که از بلایای طبیعی و فجایع انسانی مانند جنگ بسوی دیگر کشورها پناهجو میشوند کاری انساندوستانه و لازم است اما این که ابرقدرتها با نقشه های پنهانی به ملت های ضعیف حمله میکنند و سرزمین آنها را تخریب و ناامن میکنند و مردم آنجا را گریزانده و آواره می سازند و از طرفی در جای دیگر آنها را به صورت پراکنده و بدون هویت ملی پناه می دهند چه بسا افرادی را از جای دیگر بیآورند و در جای آنها ساکن سازند چنانکه در گذشته چنین کرده و در آینده هم این ترفند را پی میگیرند. روشن است که نه تنها کار درست و انسان دوستانه ای نیست بلکه خیانت و ستم است به ملتهای آواره وگرنه چرا زمانی را مشخص نمیکنند که ملتها و مردم آواره را به خاک و خانه خودشان برگرداند.
 کشورها و ملت های فلسطین افغانستان سوریه لبنان لیبی را با یوگسلاوی سابق مقایسه نمایید هرچند در یوگسلاوی نیز جنایت جنگی و خونریزی و نسلکشی انجام شد اما سرانجام گرچه یوگسلاوی تجزیه شد ولی بخش های آن هر یک به کشور و ملت های کوچکتر اما با هویت مشخص و بدون اختلاف شدید درونی تبدیل شدند آیا کشورهای اسلامیی که تخریب می شوند و مردم شان آواره می شدند و هنوز هم بر بحران های شان می افزایند باید برای همیشه بخشی از مردمشان از خاکشان جدا شوند؟

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴۰۱/۰۱/۲۳ ساعت 17:29 توسط محمدکرمی(محمدمهر)  | 

برچسب: نویسنده: باربد امیری تاريخ: چهارشنبه 4 خرداد 1401 ساعت: 10:30

صفحه بندی