خرید بک لینک

11 1 1ای
✍️محمدکرمی

  در بیست سال گذشته که فناوری هسته ای 1 در پی زورگویی و حیله گری قدرتهای شرق و غرب به یک پرونده چالشی بین المللی تبدیل شد، آنچه که مهم بود و البته فراهم نبود، اینکه ما میبایست یک تیم مذاکره کننده قوی با یک گفتمان قوی میداشتیم که اینگونه نبود.
  اگرچه دکتر ظریف توانست دیپلماسی خوبی در این چالش راه اندازی کند اما تمام این سال ها برای مقابله با آن طرفهای قوی می بایست یک تیم قوی مانند تیم مرحوم دکتر محمد مصدق داشته باشیم که توانست با افتخار بر استعمار بریتانیا چیره شود و دست سیاه متجاوزش را از دستبرد به نفت ایران کوتاه کند و شرکت انگلو_پرشین را منهدم کند، اما نقص دیگری که تیم مذاکره کننده هسته ای داشت، نبودن گفتمان  جدلاندازی بود که در این چالش نابرابر بتواند طرف را منفعل و مستاصل کند. 
   همان سالهایی که مذاکرات هستهای به اهرم فشار بر ایران تبدیل شد، تازه به عراق حمله شده بود آن هم با بهانهٔ داشتن سلاحهای کشتار جمعی در حالی که آمریکا و بریتانیا در تفتیش انبارهای عراق تنها همان سلاحهای خود را می یافتند که در دههٔ هشتاد برای جنگ با ایران به صدام داده بودند یعنی اتهام سلاح های کشتار جمعی و سلاح های هسته ای به عراق بهانه کذبی بود برای تغییر رژیم بعثی صدام. پس چطوری ایران نباید اتهام داشتن یا تلاش برای ساخت سلاح هستهای را بهانه ای برای اغراض سیاسی قدرت های زورگویی غربی قلمداد نکند؟ 
  چرا تیم ایران هیچگاه نتیجه بازرسیهای بین المللی و غربی را از زرادخانه های ارتش عراق مطالبه نکرد؟ تا با خالی بودن دست آمریکا و بریتانیا بگوید همانطوری که آن زمان ادعایتان دروغ بود اینک نیز اتهامتان مبنی بر تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته ای، برای دخالت هدفمند و مغرضانه در ایران، یا گروکشی از ایران است. 

  باز هم این منتقدان غربی بودند که بهانههای حملهٔ آمریکا و بریتانیا به عراق را با مماشات یا بیطرفی روسیه، واهی و معرفی کردند، در حالی که تیم مذاکره کننده ایران می توانست از این بهانه جویی های آمریکا در حمله به عراق و حمله به افغانستان به عنوان یکی از مبانی اصلی گفتمان مذاکرهها استفاده کند و به جای متهم شدن به ساخت سلاح هستهای طرف را به دخالت در امور ایران نیز متهم کند. 
    پروندهٔ مداخله سیاسی نظامی غرب در عراق برای آمریکا چیز ساده ای نبود خودش یک تاریخ در خور تأمل است: از تحریک صدام برای حمله دوباره به ایران بعد از درگذشت امام خمینی"ره"(گرچه صدام با اظهار ناتوانی تمکین نکرده بود)، و باز تحریک صدام برای حمله به کویت توسط سی.آی. ای و بی درنگ سرکوب صدام توسط ارتش آمریکا، بعد هم راه اندازی تبلیغات گسترده درباره رژیم صدام که سلاح های کشتار جمعی و هسته ای و غیره دارد، سپس حمله به عراق و خلع صدام و ربودن تسلیحات انبارهای مهمات عراق و انتقال آنها به خاک اردن، و چند سال بعد هم تشکیل دادن آمریکا یک سازمان تروریستی را به نام داعش و سپس فرار آمریکا از عراق... این همه دخالت آمریکا در عراق که شاید هم با ترفند و فریبهای اسرائیل و دولت سعودی و روسها و سوری ها و... به باتلاق عراق کشانده شد و آن همه جنایت که در این کشور به بار آورد. 
    تاریخ این ماجراها، پروندهٔ سنگینی بود که اگر توسط ایرانی ها درست در تریبون مذاکرات هستهای در طول این ۲۰ سال به کار گرفته می شد و برگ برگ آن هویدا و افشاء می گردید برای آمریکا و همراهان اروپاییاش، بریتانیا و فرانسه و... هزینه سیاسی بسیار داشت اما مذاکره گران ایرانی در این سالها نه آن تیم قوی همچون تیم دکتر مصدق را داشتند و نه این گفتمان دندانشکن را داشتند و حتی علاوه بر این آنچه که می بایست مطرح شود این بود که آیا تنها ایران است که بقول شما تلاش برای ساخت سلاح هستهای دارد و نیستند کشورهایی که این تسلیحات را دارند اما شما با آنها کاری ندارید این هم خود یک دلیل قوی و موجه بود که باید در گفتمان در گفتگوهای هستهای مطرح میشد.
 بلی! در زمان دکتر ظریف قدری قوت تیم فراهم بود اما نه آن گفتمان یادشده ابزار دیپلماسی بود و نه پشتیبانی داخلی و خارجی از دیپلماسی دکتر ظریف انجام شد بلکه با نبود و کمبود این قوتها، همیشه مذاکرات همراه بود با چالشهای داخلی و خارجی... تا امروز که به اینجا رسیده است... 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۱/۰۳/۱۲ ساعت 1:11 توسط محمدکرمی(عبدالجمال محمدمهر)  | 

برچسب: نویسنده: باربد امیری تاريخ: پنجشنبه 27 مرداد 1401 ساعت: 22:16

صفحه بندی