توافقیمنیهادراستکهلم برای آتش بس استانهای حدیده و تعز نشان داد اگر دخالت دیگران نباشد مردم یک کشور، خودشان میتوانند با هم کنار بیایند، و با چانه زنی و گفتگو میتوانند نگذارند اختلافها باعث ایجاد آسیبهای زیانبار و کشتار و ویرانی در کشورشان بشود. اگر شیطنت دیگران نباشد و مسیر گفتگو ادامه بیابد صلح در یمن نیز امکانپذیر میشود. هرچند حظور ارتشهای دولتهای سعودی و امارات از معضلات فرا روی آنهاست و مداخله های سیاسی نظامی قدرت های غربی امثال دولت ترامپ یا ... بهر حال از آفتهای آرامش در منطقه است. اگر گفتگو و تعامل و رابطهٔ دوطرفه بین مردم و حکومت، از طرف حزبهای واقعی و سالم، و سازوکارهای دیگر سیاسی اجتماعی وجود میداشت، کشورها و مردمان سوریه و یمن به این روز نمی افتادند. ای کاش به قانون منع دخالت در کشورهای دیگر، احترام گذارده شود. آنچه که سران کشورهای اسلامی باید بدانند این است که جنگهایی که در سرزمینهای مسلمانان نشین، برپا میشود، اگرچه زمینهٔ شان جنگ قدرت باشد یا خشم ملت علیه نظامهای دیکتاتور باشد، یا هرچیز دیگر، اما قطبهای حیله گر قدرت های جهانی، آتش بیار معرکه شده و به هدف و انگیزهٔ استهلاک نیروی انسانی و منابع مالی مسلمانها دامنه پیدا میکنند و چه بسا عوامل این جنگها را از همان آغاز آنها فراهم کرده باشند. پس باید با هر وسیله و ترفندی که ممکن است از بروز جنگ در منطقه جلوگیری کرد. آنچه که در رقابت و ستیز پنهان غرب ( با انگیزهٔ جهانی کردن مکتب لیبرال دموکراسی ) علیه شرق اسلامی مورد هدف و هجمه است، کاهش قدرت و جمعیّت و شمار نفوس کشورهای اسلامی است، این مهم در دغدغه های ساموئل هانتینگتون مطرح شد، افسوس که سران تصمیم گیرندهٔ دولتهای مسلمان به این مسئله توجه ندارند و دیپلماسی صلح و گفتگو را دنبال نمیکنند و به جای آن هریک به سوی یکی از قطبهای قدرتهای جهانی گرایش یافته اند. در حالی که کشورهای مسلمان باید گفتمان تازه ای برای نزدیک شدن به همدیگر و همکاری صمیمانه برای حل مسائل منطقه طرح کنند، گرچه دولتهای ما چندان از این حرفها و آرمانها دور هستند که حتی در حلّ مشکلات زندگی مردم خود هم در مانده اند.